معنی شب گذاشتن
6 بازدید
[ شَ گُ تَ ] (مص مرکب) بیتوته. (ترجمان القرآن جرجانی). به سرآوردن شب. گذراندن شب. به شب مقیم شدن در جایی.
کلمات همقافیه با «شب گذاشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر