معنی شب گذراندن
10 بازدید
[ شَ گُ ذَ دَ ] (مص مرکب) سپری کردن شب. به سر بردن شب : بر سر کوی تو شبها گذارندیم به عیش کاسمان پوشش ما بود و زمین بستر ما. وحشی بافقی.
کلمات همقافیه با «شب گذراندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر