معنی شبیازه
7 بازدید
[ شَ زَ / زِ ] (اِ مرکب) شب پره. مرغ عیسی. (از برهان قاطع). خفاش. مرغک شب پرک. حافظ اوبهی گوید: خربیو از مرغ شب پره بود که به روز نتواند پرد و آن را شبیازه گویند و به آذربایجان مشکین پر گویند: تو شب آیی نهان بوی همه روز همچنانی یقین که شبیازه.فرالاوی. دل خیره در رای فرهنگ یاب ببیند چو شبیازه در آفتاب.اسدی. و شکل مرغ (مرغ علیا) مفسران گفتند شبیازه بود. (تفسیر ابوالفتوح، ج ۲ ص ۲۴۴).
کلمات همقافیه با «شبیازه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر