معنی شبیاره
5 بازدید
[ شَ رَ / رِ ] (اِ مرکب) می نو و شراب تازه. (ناظم الاطباء). || مرکباتی که بیمار را دهند به شب گاه خفتن برای جلوگیری از استفراغ یا برای تلیین مزاج. (یادداشت مؤلف): شبیاره ها به اندازهٔ حاجت باید داد و افراط نشاید کرد تا خشکی زیادت نشود. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). رجوع به شبیار در این معنی شود.
کلمات همقافیه با «شبیاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر