معنی شبیار
6 بازدید
[ شَ ] (اِ مرکب) یار و مونس شب. رفیق و مصاحب در شب. || شربت قند. شیره. (فرهنگ فارسی معین). || نام معجونی است که آن را در شب خورند و خوابند. (برهان). مسهل یا ملینی که هنگام خفتن خورند. (یادداشت مؤلف): چون چهار روز بگذرد (از بیماری لقوه) یک مثقال ایارج فیقرا بر سبیل شبیار بخورد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). || رستنی باشد تلخ، و آن را به عربی صبر گویند. طبع آن گرم و خشک است و مسهل صفرا بود و رطوبت و بلغم از سر و مفاصل جذب کند و بهترین آن سقوطری میباشد و سقوطر جزیره ای است نزدیک به سواحل یمن. (برهان). صبر زرد: پشم است و مینمایدت انگلیون شکّر نماید او بتو شبیارش.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «شبیار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر