معنی شبخسب
7 بازدید
[ شَ خُ ] (نف مرکب) خسبنده به شب. که شب هنگام به خواب رود. که در شب بخوابد.[ شَ خُ ] (اِ مرکب) تیره ای است از درخت گل ابریشم که در جنگلهای کرانهٔ دریای مازندران در جلگه و میان بند فراوان است. آن را در گیلان شب خسب گویند و نامهای دیگرش هزاربرگ، هزاولک، شاقوز، لولی، وولی، ویلی ولی، کشکر و شوخس است. این درخت در هر خاکی میروید ولی خاکهای خنک و بارخیز را بهتر می پسندد. از بادهای سخت گزند می بیند. رویش آن تند است ولی هیچگاه چندان بزرگ نمی شود و در جنگل به ده متر بلندی و ۵۰ سانتیمتر قطر میرسد. روشنایی پسند است. خوب جست میدهد و ریشه های آن ژرف می باشد. چون درخت گل ابریشم (شب خسب) سخت است، تیر ساختمان و تلفون از آن می سازند. هیزم و زغال آن نیز خیلی خوب است. آن را به روش شاخه زاد برداشت میکنند. و از درختان زینتی محسوب میگردد. (جنگل شناسی ساعی ج ۱ ص ۲۲۳).
کلمات همقافیه با «شبخسب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سب» برای سرودن شعر