معنی شب‌خسب

معنی شب‌خسب

7 بازدید
[ شَ خُ ] (نف مرکب) خسبنده به شب. که شب هنگام به خواب رود. که در شب بخوابد.
[ شَ خُ ] (اِ مرکب) تیره ای است از درخت گل ابریشم که در جنگلهای کرانهٔ دریای مازندران در جلگه و میان بند فراوان است. آن را در گیلان شب خسب گویند و نامهای دیگرش هزاربرگ، هزاولک، شاقوز، لولی، وولی، ویلی ولی، کشکر و شوخس است. این درخت در هر خاکی میروید ولی خاکهای خنک و بارخیز را بهتر می پسندد. از بادهای سخت گزند می بیند. رویش آن تند است ولی هیچگاه چندان بزرگ نمی شود و در جنگل به ده متر بلندی و ۵۰ سانتیمتر قطر میرسد. روشنایی پسند است. خوب جست میدهد و ریشه های آن ژرف می باشد. چون درخت گل ابریشم (شب خسب) سخت است، تیر ساختمان و تلفون از آن می سازند. هیزم و زغال آن نیز خیلی خوب است. آن را به روش شاخه زاد برداشت میکنند. و از درختان زینتی محسوب میگردد. (جنگل شناسی ساعی ج ۱ ص ۲۲۳).

کلمات هم‌قافیه با «شب‌خسب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید