معنی شاه شطرنج
5 بازدید
[ هِ شَ رَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) نام مهره ای از مهره های شطرنج باشد: شاه شطرنج کفایت را یک بیدق او لعب کمتر ز دو اسب و رخ و فرزین نکند. سوزنی. رجوع به شاه در این معنی شود. || کنایه از اسمی که بی رسم است : گفتم این و گریختم ز عسس شاه شطرنج را نگیرد کس. شاعر (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شاه شطرنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر