معنی شاه شکار
6 بازدید
[ شِ ] (ص مرکب) شکارکنندهٔ شاه. || (اِخ) اصطلاحاً بر میرزا رضای کرمانی اطلاق شود بسبب کشتن ناصرالدین شاه. (از یادداشت مؤلف): غلام شاه ولایت رضای شاه شکار. || (ص مرکب، اِ مرکب) که شکار شاه شود. || شکار ممتاز در نوع خود.
کلمات همقافیه با «شاه شکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر