معنی شاه شرق
8 بازدید
[ هِ شَ ] (اِخ) لقبی بود که شاعران دربار محمود بر وی اطلاق می کردند: آنکه، همچون بشاه شرق بدوست از همه خسروان امید جهان.فرخی. دستور شاه شرق و بدو ملک شاه شرق آراسته چو ملک عمر در گه عمر.فرخی. || بر دیگر افراد خاندان غزنوی یا سلسله های دیگری که در این نواحی از ایران سلطنت داشته اند نیز این خطاب از جانب نویسندگان و شاعران شده است.
کلمات همقافیه با «شاه شرق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رق» برای سرودن شعر