معنی شاهدانج
7 بازدید
[ نَ ] (معرب، اِ مرکب) شهدانج. دانهٔ قنب است. (منتهی الارب). معرب شهدانه. (از اقرب الموارد) (دزی ج ۱ ص ۷۱۷) (جوالیقی ۲۰۶:۹) (ضریر انطاکی ص ۲۱۳). رجوع به شاهدانه شود. - شاهدانج البر؛ حب السمنه. (یادداشت مؤلف). - شاهدانج عدسی؛ عدس الملک. سنگ شادنج. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شاهدانج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر