معنی شاهدان
9 بازدید
(اِ مرکب) مروارید بزرگ و خوب و نفیس. (ناظم الاطباء). شاهدانه. دانهٔ ممتاز در نوع خود.[ هِ ] (اِخ) دهی از دهستان کرون بخش نجف آباد شهرستان اصفهان. دارای ۸۵۰ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات، بادام، انگور، سیب زمینی و پنبه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «شاهدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر