معنی شاشه دان
7 بازدید
[ شَ / شِ ] (اِ مرکب) شاشدان. آبدان. مثانه. || گلدان و ظرفی که در آن شاش کنند. (ناظم الاطباء). رجوع به شاشدان شود.
کلمات همقافیه با «شاشه دان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر