معنی شائبه
11 بازدید
[ ءِ بَ ] (ع اِ) قذر. دنس. ج، شوائب. (از اقرب الموارد). چرک. (مقدمهٔ لغت میر سید شریف جرجانی). || آمیختگی. (آنندراج). آمیزش. (منتهی الارب). || آمیزش چیز بد در چیز بهتر. (غیاث). آلودگی. (منتهی الارب). || عیب. (از اقرب الموارد). || حادثهٔ دوران. (لغت نامهٔ مقامات حریری). هول. (اقرب الموارد). و رجوع به شائب و شایبه شود.
کلمات همقافیه با «شائبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر