معنی شائح
8 بازدید
[ ءِ ] (ع ص) مرد جدّ در هر کار. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || صاحب غیرت. (منتهی الارب). غیور. || حازم. || حَذِر. (اقرب الموارد). پرهیزگار. (آنندراج).. || نرم رونده. اسب سخت نفس. (منتهی الارب).[ ءِ ] (اِخ) کوهی است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شائح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئح» برای سرودن شعر