معنی شائب
9 بازدید
[ ءِ ] (ع ص) موی سپید. (دهار): شیب شائب مبالغه است مانند لیل لائل. (منتهی الارب). شیب شائب؛ مبالغه است یعنی پیری بسیار و موی بسیار سپید. (ناظم الاطباء). و صاحب تاج العروس آرد: اشیب موی سپید است بر وزن وصف معایب خلقی مانند اعمی و اعرج. سپیدی موی را از عیوب شمرده اند چنانکه حسن بن ابی علی الزوزنی گفته است : کفی الشیب عیبا انّ صاحبه اذا اردت به وصفاً له قلت اشیب و کان قیاس الاصل لوقلت شائباً و لکنه فی جملة العیب یحسب. و شائب نادرست است و استعمال نکرده اند و از اشیب شیباء بر وزن فعلاء نیامده است. -انتهی. || مخلوطکننده. (از اقرب الموارد). آمیزنده. (ناظم الاطباء).[ ءِ ] (اِخ) ابوبکربن شائب. محدث است و متأخر. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شائب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئب» برای سرودن شعر