معنی سیف‌الدین

معنی سیف‌الدین

7 بازدید
[ سَ فُدْ دی ] (اِخ) دهی است از دهستان آختاچی بوکان بخش بوکان شهرستان مهاباد. دارای ۲۳۷ تن سکنه. آب آن از سیمین رود. محصول آنجا غلات، توتون و حبوبات است. در دو محل بفاصلهٔ ۲۵۰۰ گزی بنام سیف الدین بالا و پائین مشهور است. سکنهٔ سیف الدین بالا ۱۴۹ تن است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴ ص ۲۸۷).
[ سَ فُدْ دی ] (اِخ) ابن عزالدین حسین سوری از پادشاهان غور که در غور و غزنین از ۵۴۳ -۵۴۴ هـ . ق. حکومت کرد. و بهرامشاه او را بسال ۵۴۴ کشت. (فرهنگ فارسی معین).
[ سَ فُدْ دی ] (اِخ) ابوبکر عادل سومین از سلسلهٔ ایوبیان مصر برادر سلطان سلاح الدین ایوبی او در ۵۹۲ هـ . ق. جای نورالدین علی افضل را در دمشق گرفت و در ۵۹۶ منصور جانشین عزیز را از مصر بیرون کرد و مصر را ضمیمهٔ ملک خویش ساخت. وفات وی بسال ۶۱۵ هـ . ق. است. (یادداشت بخط مؤلف).
[ سَ فُدْ دی ] (اِخ) احمد تفتازانی. رجوع به تفتازانی و احمد شود.

کلمات هم‌قافیه با «سیف‌الدین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید