معنی سیف‌الدوله

معنی سیف‌الدوله

7 بازدید
[ سَ فُدْ دَ لَ ] (اِخ) لقب محمودبن ابراهیم بن مسعودبن سبکتکین است. رجوع به تاریخ گزیده ص ۳۸۹، آثار الباقیه ص ۱۳۳ و ابراهیم بن مسعود شود.
[ سَ فُدْ دَ لَ ] (اِخ) ابن منقذ. کامل بن علی بن مقلدبن نصربن منقذ کنانی معروف به ابن منقذ. از امرای صلاحیة متولد ۵۲۶ و در سال ۵۸۹ هـ . ق. در قاهره درگذشت. (از اعلام زرکلی ج ۳ ص ۸۰۷).
[ سَ فُدْ دَ لَ ] (اِخ) ابوالحسن علی بن عبداللََّه بن تغلبی. وی در میافارقین بسال ۳۰۳ هـ . ق. بدنیا آمد. و مردی شجاع، مهذب و عالی همت بود. بشام رفت سپس به حلب برگشت و بسال ۳۵۶ در میافارقین درگذشت و در همانجا دفن شد. وی به کرم و عطا شهرت دارد. اولین کسی از خاندان آل حمدان که حلب را مالک شد وی بود. رجوع به اعلام زرکلی ج ۲ صص ۶۷۸ - ۶۷۹ شود.

کلمات هم‌قافیه با «سیف‌الدوله»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «له» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید