معنی سیاهکار
5 بازدید
(ص مرکب) کنایه از فاسق و فاجر و ظالم و محیل و گناهکار. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء): مکاره ای است اندر خشم، سیاه کاره ای سپیدچشم. (جهانگشای جوینی). بیا بمیکده و چهره ارغوانی کن مرو بصومعه کآنجا سیاه کارانند.حافظ. جانا روا مدار که بی هیچ موجبی چشم سیاه کار تو خونم هدر کند. ابن یمین (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سیاهکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر