معنی سیاهکاری
5 بازدید
(حامص مرکب) فاسقی. بدبختی. (برهان). فسق. فجور. ظلم. (ناظم الاطباء): شب چو نقش سیاه کاری بست روزگار از سپیدکاری رست. نظامی (هفت پیکر ص ۲۳۹).
کلمات همقافیه با «سیاهکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر