معنی سیاهنامه
6 بازدید
[ مَ / مِ ] (ص مرکب) کنایه از عاصی. گنهکار. فاسق. بدکاره. ظالم. (از برهان). عاصی. گناهکار. فاسق. فاجر. ظالم. بدکاره. (ناظم الاطباء): سیاه نامه تر از خود کسی نمی بینم چگونه چون قلمم دود دل بسر نرود.حافظ. رجوع به سیه نامه شود.
کلمات همقافیه با «سیاهنامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر