معنی سکون یافتن
7 بازدید
[ سُ تَ ] (مص مرکب) آرامش پذیرفتن. تسکین یافتن : ایشان... وی را بیدار و هوشیار کردندی و آن خشم و سطوت سکون یافت. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «سکون یافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر