معنی سکون گرفتن
6 بازدید
[ سُ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) آرام گرفتن. آرام شدن : عزیز باد و بر او این جهان گرفته سکون امیر باد و بر او مملکت گرفته قرار.فرخی. پیغام نخستین بدادم خدمت کرد و لختی سکون گرفت و بازگشت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۶۰۹).
کلمات همقافیه با «سکون گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر