معنی سکندر خوردن
8 بازدید
[ سِ کَ دَ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) پیش پا خوردن اسب و سر در آمدن و جز آن در رفتار. (آنندراج). بسر درآمدن ستور هنگام رفتن. (ناظم الاطباء). پیش پا خوردن اسب. (مجموعه مترادفات ص ۲۱۵): سکندر خوران بادپای حیات بدست تزلزل عنان ثبات. ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سکندر خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر