معنی سکندر رفتن
10 بازدید
[ سِ کَ دَ رَ تَ ] (مص مرکب) کف دست را بر زمین گذاشته دوپای را در هوا بلند کرده راه رفتن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سکندر رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر