معنی سکنجبین
16 بازدید
[ سِ کَ جَ ] (معرب، اِ) معرب سکنگبین و این مرکب است از سِک به معنی سرکه و از اَنگُبین به معنی شهد است و این ترکیب زمانه سابق است و فی زماننا بجای شهد قند یا شکر سفید داخل میکنند. (غیاث) (آنندراج): دفع مضرت [ شراب مویزی ] سکنجبین و آب و کاسنی و تخم خیار. (نوروزنامه). و نقل [ شراب افتادهٔ پرورده ] ریباس و انار کنند و از پس او سکنجبین خورند تا زیان ندارد. (نوروزنامه).
کلمات همقافیه با «سکنجبین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر