معنی سکبا

معنی واژه سکبا

7 بازدید
[ سِ ] (اِ مرکب) از سک (سرکه) +با (ابا). (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). نام آشی است که از سرکه و گوشت و بلغور و میوه خشک پزند و آن چنان است که گندم را بلغور کنند و در سرکه بخیسانند و خشک کنند و هر وقت که خواهند صرف کنند و وجه تسمیه اش سرکه با است چه سک به معنی سرکه و با آش را گویند. (برهان). آش سرکه زیرا که سک مخفف سرکه و با به معنی آش است چنانچه شور را شوربا گویند. (آنندراج). نوعی از آش است که از بلغور گندم و سرکه و نبات و گوشت و کشمش سازند. (غیاث): دفع مضرت با سکبا و سماق و ناربا کنند. (نوروزنامه). کز برای شوربایی بر در اینها شوی اولت سکبا دهند از چهره وآنگه شوربا. خاقانی. زعفران رنگ نماید سر سکباش ولیک گونهٔ سگ مگس است آنکه ز سکبا بینند. خاقانی. ز معشوقه وفا جستن غریب است نگوید کس که سکبا بر طبیب است.نظامی. نقل است که ده سال بود تا ذوالنون را سکبایی آرزو میکرد و آن آرزو بنفس نمیداد شب عیدی بود نفس گفت چه باشد که فردا به عیدی ما را لقمه ای سکبا دهی. (تذکرةالاولیاء عطار). معده حلوایی بود حلوا کشد معده صفرایی بود سکبا کشد.مولوی. یکی بهر سکبا ز نان روزه بست چو نان خورده شد دیگ سکبا شکست. امیرخسرو دهلوی. نور مزعفر ظلمت سکبا بر سر خوانم شمع شبستان.بسحاق اطعمه.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید