معنی سپیدرگ
7 بازدید
[ سِ / سِ رَ ] (اِ مرکب) دستارچه بود. (لغت فرس): ای قبلهٔ خوبان من ای طرفهٔ ری لب را به سپیدرگ بکن پاک از می.رودکی. بعضی این کلمه را سپردزک خوانده اند. مؤلف برهان آرد: دزک بر وزن ملک دستار را گویند که مندیل و روپاک است و بعضی دستارچه را گفته اند که دستمال و روپاک باشد. هنینگ احتمال میدهد این کلمه مصحف سپردرک است و از زبان سغدی گرفته شده. رجوع به سبیدرک و سبیدرگ شود.
کلمات همقافیه با «سپیدرگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رگ» برای سرودن شعر