معنی سپیدرخ
7 بازدید
[ سَ / سِ رُ ] (ص مرکب) آنکه رخساره و روی او سپید باشد: تذرو عقیق روی، کلنگ سپیدرخ گوزن سیاه چشم، پلنگ ستیزه کار.فرخی.
کلمات همقافیه با «سپیدرخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رخ» برای سرودن شعر