معنی سپیددیو
6 بازدید
[ سَ / سِ ] (اِخ) دیو سپید. (آنندراج). دیوی که رستم بمازندران او را کشت : و کشتن سپیددیو و شاه مازندران را. و او را بازآورد. (مجمل التواریخ و القصص ص ۴۵). رجوع به دیو سپید شود.
کلمات همقافیه با «سپیددیو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یو» برای سرودن شعر