معنی سپدکوه
6 بازدید
[ سِ پِ ] (اِخ) کوهی است : سپهبد بسوی سپد کوه شد بیامد دمان و بی اندوه شد. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۳ ص ۸۲۵). همه پاک سوی سپدکوه برد به بند اندرون سوی انبوه برد. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۳ ص ۷۹۷).
کلمات همقافیه با «سپدکوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر