معنی سپد
5 بازدید
[ سِ پَ ] (اِ) مصحف «سپند». اسپند. اسپندارمذ. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). مخفف سپند، ماه دوازدهم از سالهای شمسی. (برهان) (آنندراج). || نام روز پنجم است از ماههای شمسی، در این روز فارسیان عید کنند و جشن سازند بنابر قاعدهٔ کلیه که نزد ایشان معتبر است که چون نام ماه و روز موافق آید آن روز را عید کنند و جشن سازند. نیک است به اعتقاد ایشان درین روز درخت نشاندن و نو پوشیدن. (برهان). || زمین که بعربی ارض گویند. (برهان) (آنندراج). || سپند را نیز گفته اند و آن تخمی باشد که بجهت چشم زخم در آتش کنند. (برهان) (آنندراج). || (اِخ) نام ملکی است موکل زمین. (برهان). ملک موکل زمین. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سپد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پد» برای سرودن شعر