معنی سوکواری
7 بازدید
(حامص مرکب) عمل سوکوار. غم خواری. مصیبت زدگی. غم و اندوه : برفتند با سوکواری و درد ز درگاه کی شاه برخاست گرد.فردوسی. سوکواری کنید و بر این رزیّت جهانیان را آگاهی دهید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). رجوع به سوگواری شود.
کلمات همقافیه با «سوکواری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر