معنی سوژه
8 بازدید
[ ژَ / ژِ ] (اِ) خشتک پیراهن و جامه و آنرا بغلک نیز گویند. (برهان). خشتک جامه و سوجه. (فرهنگ رشیدی). خشتک پیراهن. (آنندراج). خشتچه: سوژهٔ پیرهن و جبه. (فرهنگ اسدی). || آن پارچه که از سر تریز ببرند، تا خشتک بر آن دوزند. (برهان) (فرهنگ رشیدی). || نوعی از رستنی باشد مانند اسفناج و آنرا در آشها کنند و به عربی قثاء بری خوانند و اهل خراسان برغست گویند. (برهان). رجوع به سوزه شود.[ ژِ ] (فرانسوی، اِ) آنچه که دربارهٔ آن بحث یا آزمایش کنند. موضوع. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «سوژه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ژه» برای سرودن شعر