معنی سوزیدن
8 بازدید
[ دَ ] (مص) سوختن : برق می انداخت میسوزید سنگ ابر می غرید رخ می ریخت رنگ.مولوی. گفت من سوزیده ام زآن آتشی تو مگر اندر بر خویشم کشی.مولوی.
کلمات همقافیه با «سوزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر