معنی سوده شدن
7 بازدید
[ دَ / دِ شُ دَ ] (مص مرکب) سائیده شدن. اسحاق. (منتهی الارب): چون تو چنین فتنهٔ پیراهنی سوده شود پیرهن ار ز آهن است. ناصرخسرو. اجزات چون بپای شب و روز سوده شد تاوان طلب مکن ز قضا و قضای خاک. خاقانی. رجوع به سوده شود.
کلمات همقافیه با «سوده شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر