معنی سواک
5 بازدید
[ سَ ] (مص) رفتار نرم. (غیاث). رفتار نرم و آهسته. (ناظم الاطباء). || برابر در این صورت مرکب از لفظ سَوا به معنی برابر است و کاف خطاب. (غیاث).[ سَ ] (ع مص) مسواک کردن. (ناظم الاطباء). || بد رفتن از ناتوانی و نرم دست رفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ سِ ] (ع اِ) چوب دندان مال. مسواک. (منتهی الارب). مسواک است و آن چوبی باشد که در وقت نماز کردن و غیر آن بر درز دندانها مالند. (برهان). مسواک. (غیاث) (دهار) (مهذب الاسماء). ج، سُوُک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ سُ ] (اِ) زردی باشد که بر روی غله زار نشیند و غله ضائع کند. (برهان). زردی کشت. (فرهنگ رشیدی) (جهانگیری).
کلمات همقافیه با «سواک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر