معنی سواقی
7 بازدید
[ سَ ] (ع اِ) جِ ساقیه، به معنی جوی خرد. (غیاث اللغات). رگهای خردتر از جداول. (یادداشت بخط مؤلف): و سواقی انهار از ایثار و نثار ازهار پنداری صفایح هندی آبدار است. (جهانگشای جوینی). و سواقی و انهار را مساحت نکند و نپیماید. (تاریخ قم ص ۱۰۷). و درختی که بر کنار جوی یا بر کنار سواقی و اودیه واقع شده باشد آنرا نشمارد. (تاریخ قم ص ۱۰۸). || جِ ساق، بازو.
کلمات همقافیه با «سواقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر