معنی سواکن
5 بازدید
[ سَ کِ ] (ع اِ) جِ ساکنة. به معنی باشندگان. (غیاث).[ سَ کِ ] (اِخ) جزیره ای به خلیج عربستان. (نخبة الدهر دمشقی). شهر مشهوری است در ساحل بحرالحار که لنگرگاه است برای کشتی هائی که از جده می آیند. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «سواکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر