معنی سوار سیستان
6 بازدید
[ سَ رِ ] (اِخ) کنایه از رستم زال است. (برهان) (آنندراج) (فرهنگ رشیدی): یا غبار لاشهٔ دیو سفید بر سوار سیستان خواهم فشاند.خاقانی.
کلمات همقافیه با «سوار سیستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر