معنی سنود
8 بازدید
[ سَ ] (ترکی، اِ) فکر است در اموری که به هیچکار نیاید. (برهان) (آنندراج). تفکر در مطالب مشکله. (ناظم الاطباء).[ سُ ] (ع مص) پشت باز نهادن بسوی چیزی و پشت دادن بچیزی. (منتهی الارب) (آنندراج). پشت بچیزی واگذاشتن. (تاج المصادر بیهقی). || برآمدن بر کوه. (منتهی الارب) (آنندراج). به کوه برشدن. (المصادر زوزنی). || به پنجاه رسیدن. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سنود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر