معنی سنور
8 بازدید
[ سِ نْ نَ ] (ع اِ) گربه. (منتهی الارب) (آنندراج) (دهار) (مهذب الاسماء). رجوع به گربه شود. || مهتر. (منتهی الارب) (آنندراج) (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). || مهره های استخوان گردن. || بیخ دم. ج، سنانیر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ سَ نَ وْ وَ ] (ع اِ) خفتان از دوال بافته و تمامه سلاح هر چه باشد. (آنندراج) (منتهی الارب). چیزی باشد از پوست که درپوشند در جنگ. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «سنور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر