معنی سنوخ
6 بازدید
[ سُ ] (ع مص) پای بر جای شدن در علم و جز آن. (آنندراج) (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی). در علم قوی گشتن. (المصادر زوزنی): سنوخ در علم؛ رسوخ در آن. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «سنوخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وخ» برای سرودن شعر