معنی سنوح

معنی سنوح

6 بازدید
[ سُ ] (ع اِمص) ظاهر شدن شکار آهو از سوی دست چپ. (آنندراج) (غیاث). || پیدا و هویدا شدن: سنح لی رأی؛ پیدا و هویدا شد مرا تدبیری. (منتهی الارب). ظهور. || بمجاز، به معنی پیدا شدن حادثه. (غیاث) (آنندراج). || سخن بربسته گفتن. (تاج المصادر بیهقی): سنح بکذا؛ سخن بربسته گفت. || برگردانیدن از رأی: سنح فلاناً رایه؛ برگردانیدن او را از آن رأی. || سنح به و علیه؛ در گناه انداخت او را و بدی رسانید. || سنح العشر لی؛ آسان شد مرا. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «سنوح»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وح» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید