معنی سنبلستان
6 بازدید
[ سُمْ بُ لِ ] (اِ مرکب) جائی که سنبل میروید. و آنجا که سنبل فراوان باشد: مژه ها و چشم مستش به نظر چنان نماید که میان سنبلستان چرد آهوی خطایی. عراقی. و در بیت زیر کنایه از عارض است : سنبلستان خطم خشک نگشته ست هنوز بمن آئید که آهوی ختائید همه.خاقانی.
کلمات همقافیه با «سنبلستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر