معنی سنبادج
6 بازدید
[ سُمْ دَ ] (معرب، اِ) بفارسی سنگ سنباده و مستعمل حکاکان است و نوعی از حجرالمسن و ثقیل الوزن و براق و ... و بهترین او نرم صلب ثقیل مایل بسبزی است. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). سنگی ریگناک خشن است، حکاکان سنگهای صلب بدان سوراخ کنند. (نزهة القلوب). مأخوذ از سنبادهٔ فارسی و به معنی آن. (ناظم الاطباء). رجوع به سنباده شود.
کلمات همقافیه با «سنبادج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دج» برای سرودن شعر