معنی سمدار
7 بازدید
[ سُ ] (نف مرکب) حیواناتی که دارای سم باشند. ذوالحافر و چارپایانی که دارای سم باشند مانند اسب و استر و جز آن. (از ناظم الاطباء).[ سَ ] (نف مرکب) زهردار. (آنندراج). زهردار و سامه و هر چیز که در آن زهر بود و حیوانی که دارای زهر باشد، مانند: عقرب و مار و جز آن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سمدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر