معنی سماکار
8 بازدید
[ سَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) سبوکش میخانه را گویند، یعنی خدمتکار شرابخانه. (برهان) (از فرهنگ رشیدی) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). || مطلق خدمتکار. (برهان) (فرهنگ رشیدی): زهره ای و مشتری خریدارت آفتاب و قمر سماکارت. سراج الدین (از انجمن آرا). رجوع به سماکاره شود.
کلمات همقافیه با «سماکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر