معنی سمانجونی
5 بازدید
[ سَ ] (معرب، اِ) صفیر. || (ص نسبی) یاقوت کبود. (ناظم الاطباء): السمنجونی و الاسمانسجونی؛ آنچه برنگ آسمان باشد. (اقرب الموارد). آسمان گونی.
کلمات همقافیه با «سمانجونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر