معنی سماناة
5 بازدید
[ سُ ] (ع اِ) واحد سمانی. یک بلدرچین. (ناظم الاطباء). رجوع به سمان، سمانی و سمانة شود.
کلمات همقافیه با «سماناة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر