معنی واژه سماء
8 بازدید
[ سَ ] (ع اِ) آسمان. (منتهی الارب) (دهار) (مهذب الاسماء). آسمان و لفظ سما مأخوذ از سمو است که به معنی بلندی باشد. (غیاث) (آنندراج): اقبال و سعادت را آن مجلس و آن دست روینده زمین آمد و بارنده سماء است. مسعودسعد. رجوع به سما شود. || آسمان خانه. آسمان هر چیز. (منتهی الارب) (آنندراج). || سایه بان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || پرده که در کشیده باشند از سقف خانه. (منتهی الارب) (آنندراج). || پشت اسب. (منتهی الارب) (آنندراج) (مهذب الاسماء). || ابر. (منتهی الارب) (آنندراج). ابر بلند. ج، سموات. (مهذب الاسماء). || باران نیکو. (منتهی الارب) (آنندراج). ج، سمة، سمی. (مهذب الاسماء). || گیاه. (منتهی الارب) (آنندراج). - باب السماء؛ کهکشان مجره. (ناظم الاطباء). - سماءالردیه؛ نام فلک البروج. (کشاف اصطلاحات الفنون). - سماءالسفلی؛ آسمان نخستین. (مهذب الاسماء). - سماءالسموات؛ فلک اعظم. (کشاف اصطلاحات الفنون) (اقرب الموارد). - سماءالعلیاء؛ آسمان زبرین. (مهذب الاسماء). - سماء جهواء؛ آسمان برهنه. (مهذب الاسماء).[ سِ ] (ع مص) نبرد کردن کسی را در بزرگی. || مخالفت کردن. || نزاع کردن. || همچشمی کردن. (ناظم الاطباء).[ سَ ] (اِخ) دهی از دهستان القورات بخش حومهٔ شهرستان بیرجند. دارای ۱۳۰ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات، گردو، بادام و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).